تنبلان...

بعله... خاصیت این فضای مجازی همینه که از دل برود، وقتی از پیج اصلی تو برفت!

بعد پشیمونی که چرا ننوشتی و ثبت نکردی این روزهای گذران عمرت رو... شاید واسه همینه که گاهی وقتا خصوصی مینویسی که فقط نگهشون داری.

گزارش عملکرد من از تیر تا حالا:

5 تیر دفاع از پایان نامه

9 تیر کنکور آبجی کوچک

11 تیر جهازبرون

23 تیر مراسم عروسی(که اتفاقات افتاد در آن!)

24 تیر عمل پای این مامان بزرگ

27 تیر عمل چشم اون یکی مامان بزرگ

5 مرداد نتیجه کنکور آبجی کوچک

6 مرداد عمل مامانم

14 مرداد اعلام قبولی در آزمون دکتری و رفتن به مرحله مصاحبه خودم!

30 مرداد سفر به تهران

4 شهریور آزمون مصاحبه و برگشت به شیراز

12 شهریور یادآوری خونه تکونی این وبلاگ!

پ.ن: دیگه نپرسین کجا بودما... لبخند

پ.ن2: می تراود مهتاب با صدای سالار عقیلی بسیار خاطره انگیز است. گوشش کنید، لااقل برای یک بار!

/ 4 نظر / 51 بازدید
ماشا

سلام دوست من. وبلاگت را خواندم ولذت بردم. به دیدارم بیا و بخوان ونظرت را بنویس. با تبادل لینک چطوری؟ خبرم کن.

می خواهم بنویسم

سلام . تبریک می گم همه لحظات خوبت رو که تجربه می کنی ... خوبی ها رو هر لحظه برات آرزو دارم . [گل]

ناتمام

ببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببه. برنامه ی پر و پیمانی بوده خب. حالا اما خوب است که نوشته ای......

شاراد

اون یادداشتی که نوشته بودی فوق لیسانس قبول شدی و ابراز خوشحالی و از این حرفها، خوب یادمه. وقتی فکر می کنم انگار همین دیروز بود که این وبلاگ رو (با یه قیافه متفاوت) می خوندم، می ترسم! واقعا عمر مثل برق و باد میگذره. حالا دکترا قبول شدی؟؟